|
آزادی بيان، آزادی قلم
|
+ نوشته شده در دوشنبه 1388/09/30ساعت 18:8 توسط Freedom | درگذشت آیت الله العظمی منتظری را تسلیت می گویم. انسان آزاده ای که زندگی اش درس آموز بود و در گذشت اش نیز درس آموز خواهد بود. بزرگی آیت الله نه صرفاً به خاطر مقام مذهبی و علمی که به لحاظ انسانیت ایشان بود. آقای منتظری در طول زندگی اش با عمل خود درس های بزرگی به ما داد. این درس ها نه به وسیله ی نوشته ها و کتاب ها و گفتارها، بل که با عمل به ما داده شد. به همین خاطر این درس ها هرگز فراموش نخواهد شد. تئوری های زیبای مذهبی در طول حیات هر یک از ما، از طریق پدر و مادر و مدرسه و رسانه به ما منتقل می شود: این که راست بگوییم و دروغ نگوییم، این که مهربان باشیم و ظلم نکنیم، این که در مقابل ستمگر بایستیم و به پشتیبانی از مظلوم برخیزیم، این که جز خدا از کسی نترسیم، این که بت نسازیم و بت های زمینی را که هر روز در مقابل آن ها زانو می زنیم بشکنیم، این که منافع خودمان را به منافع اجتماع ترجیح ندهیم و از جان و مال و آبرو و مقام علمی و هر چه که در طول سال ها به زحمت به دست آورده ایم در راه "حقیقت" و "انسانیت" بگذریم... تئوری های زیبای مذهبی همواره با داستان های زیبای مذهبی همراه بوده است: داستان حلم و صبوری پیامبر در مقابل دشمنان، داستان حضور حضرت علی در دادگاه به خاطر شکایت یک غیرمسلمان و رای دادگاه به نفعِ شاکیِ حضرت علی، داستان مبارزه ی جانانه حضرت امام حسین با دستگاه جابر زمان، داستان مباحثات علمی امامان با منکران اسلام و حمایت از حق انسانی کسانی که مسلمان نبوده اند، داستان حصر و محدودیت اولیاء دین به فرمانِ حکام ظالم و پیروزی آنان در شرایطی که همه ی شواهد و قرائن حاکی از برتری و قدرت بلامنازع حکام بود... اما این تئوری ها و داستان ها در واقعیت هرگز صورت تحقق نیافت. حکومت اسلامی که آمده بود این تئوری ها را در جامعه پیاده کند و این داستان ها را الگو قرار دهد، خود تبدیل به حکومتی ظالم شد و در ردیف حکومت معاویه و یزید قرار گرفت. حکومتِ کسانی شد که اسلام را به نفع خود تفسیر می کردند و مردم را مورد ظلم قرار می دادند. کاری که آیت الله العظمی منتظری کرد، پیاده کردن تئوری های فراموش شده در عمل بود. روزی که آیت الله در مقابل قدرت ایستاد و از ظلم در زندان ها سخن گفت، از صف حکومت رسمی خارج شد و به صف حکومت دل پیوست؛ به مولایش علی پیوست. آیت الله به قدرت و حکومتی که می دانست چند هفته بعد به او خواهد رسید با شجاعت، و بدون مصلحت اندیشی های رایج زمانه پشت کرد و به صف مردم پیوست. این کار کمی نبود. سال ها حصر و محدودیت، نتیجه ی این شجاعت بود. و سال ها گذشت، و پرده از چهره ی کریه حکومت جور بر افتاد و صدای اعتراض مردم از هر کرانه به گوش رسید. آیت الله اما در حد مبارزه با ظلم حکومت باقی نماند. آیت الله به فکر انسان بود. به فکر انسان با هر مذهب و مرام و مسلک. روزی که آیت الله العظمی منتظری در رابطه با بهائیان فتوا صادر کرد و به صراحت و روشنی از "حق آب و گِل" و "حقوق شهروندی" ایرانیان بهایی سخن گفت سدی را که سال ها، روحانیت شیعه در مقابل بهائیان ساخته بود با شجاعت شکست و صف انسان های پیرو مذهب شیعه را به صف انسان های پیرو مذاهب و مرام های دیگر پیوند داد و یک گام بزرگ به سمت صف واحد انسان فارغ از هر مذهب و مسلک و مرام برداشته شد. کار آیت الله العظمی منتظری
بزرگ بود؛ بسیار بزرگ. مردم ایران به شکلی شایسته با این مرد بزرگ وداع خواهند
گفت. مرگ ایشان به مانند حیات شان درس بزرگی به حکومت جور و حاکم جائر خواهد داد. نام
ایشان به نیکی در تاریخ ایران ثبت خواهد شد منبع: خبرنامه گویا + نوشته شده در دوشنبه 1388/09/30ساعت 9:9 توسط Freedom | امروز داشتم به این فکر میکردم که چه چیزی برای نوشتن انتخاب کنم، انگارکه یه جورائی معتاد شدیم!! بعدگفتم با این همه نا امیدی غالب در جامعه و البته شخص شخیص خودم، مگر حال و حوصله ای هم برای نوشتن می ماند؟ فوتبالمان که شش پله سقوط کرده، قهرمان اسطوره ای کشورمان هم که دوپینگی از کار درآمده، برای پنجاه و ششمین بار هم که کشورمان بعلت نقض آشکار حقوق بشر در سازمان ملل محکوم شد، شیرینی فروش محله هم که به مناسبت شب یلدا شیرینی و آجیل را کرده هم قیمت خون باباش و 1000دلیل دیگه که دل ودماغی برای نوشتن آدم نمیزارن، برای همین گفتیم فعلا چیزی ننویسیم!! + نوشته شده در شنبه 1388/09/28ساعت 23:46 توسط Freedom | حضرت بهاالله می فرمایند: «...امروز صاحبان ابصار جميع ذرات کائنات را با فرح و سرور مشاهده مينمايند چه که بآنچه از اول لا اول بشارت دادهاند ظاهر شده لعمر محبوبنا و مقصودنا...»، «... بگو ای عباد، نصح اللّه را بشنويد. وقت را از دست مدهيد. سدره مبارکه به اثمار لاتُحصی مشهود و بحر بيان به امواج لا تُحَدّ موجود، آفتاب حقيقت به انو بديعه و تجلّيات محبوبه ظاهر و مُشرق، به چشم خود مشاهده نمائيد، نه به ابصار مغلّين و به گوش خود بشنويد نه به آذان معرضين، شايد به اجنحه انقطاع در هواء معرفت الهی طيران نمائيد و به آنچه اليوم از آن ممنوعيد فائز گرديد. به مرقاةِ توکّل قصد سماء عطاء الهی کنيد و به سُلّمِ تفويض توجّه نمائيد...» اعیاد اول و دوم محرم، میلاد حضرت اعلی و حضرت بهاءالله روحی له الفدا، بر تمام احبایش مبارک باد.
+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/09/26ساعت 23:42 توسط Freedom | در روز ٢٤ آذر مامورین اطلاعات به منزل خانم سپیده معصومی رفتند. با توجه به اینکه ایشان دانشجو هستند برای شرکت در کلاس های درسی در تهران بودند. مامورین اطلاعات در نهایت بی احترامی به تفتیش منزل ایشان پرداختند و به اعتقادات مذهبی این خانواده در نهایت بی پروایی توهین می کردند و هر آنچه عکس مذهبی از یورش پیشین خود به جای گذاشته بودند با خود بردند و کامپیوتر امانی خانم معصومی را نیز. [بعد از آنکه در تفتیش پیشین کامپیوتر خانم معصومی برای بررسی توسط مامورین اطلاعات برده شد، برای اینکه ایشان بتوانند تکالیف درسی خود را انجام دهند، یک کیس امانی از یکی از دوستان خود گرفتند و مسلما در این بحران اقتصادی جامعه چنین اقداماتی به جهت تضعیف روحیه جوانان بهایی است. اما غافل از آنند که روحیه وحدت در میان بهاییان را تقویت می نمایند.[ از اقوام ایشان که در منزل بودند در نهایت بی ادبی کارت شناسایی درخواست کردند که مبادا سپیده معصومی یکی از آن ها باشد. در نهایت مادر ایشان متعهد شد که خانم سپیده معصومی را شنبه هفته آینده تحویل مسئولین اداره اطلاعات دهند. ماه گذشته نیز به منزل این خانواده مراجعه شد و حکم جلبی نمایش داده شد که مربوط به تاریخ 6/6/86بود و بادست به تاریخ 6/7/86 تغییر یافته بود و در عمل در میانه ماه آبان اقدام به بازداشت ایشان نمودند. خانواده ایشان در خواست کردند که برای تحویل دختر خود باید حکم به روز تهیّه شود. + نوشته شده در پنجشنبه 1388/09/26ساعت 18:45 توسط Freedom | بار دیگر یکی دیگر از اعضای خانواده یوسفی به بازداشت اطلاعات درآمد. خانم سمیرا سمیعی همسر فردین یوسفی در تاریخ 24/9/88 در حدود ساعت 9 صبح بازداشت شد. حکم بازداشت ایشان مربوط به تاریخ 2/5/88 بوده است . به علاوه در زیربرگه اعتبار حکم را تا پایان همان روز ( دوم مرداد ماه) ذکر شده بود. وقتی جناب فردین یوسفی اقدام به دستگیری همسرش را با توجه به حکمی که مربوط به بیش از چهار ماه پیش بوده است کاملا غیر قانونی و برگه فوق را بی اعتبار دانست، یکی از مامورین حکم را با شدت از دست ایشان کشید و اجازه قرائت ادامه متن را به ایشان نداد. وقتی جناب یوسفی به ایشان گفتند که چرا بی ادبی می کنند؟ پنج یا شش مامور اطلاعات ایشان را به شدت مورد ضرب و شتم قرار دادند. خانم یوسفی که نگران سلامت همسرش شده بود فریاد می زد که همسرش را کتک نزونند و رهایش کنند. یکی از آقایان مامور اسپری فلفل به سمت ایشان می گیرد، که یکی از مامورین خانم مانع ایشان شد. وقتی خانم یوسفی را سوار ماشین می کردند ، همسرشان در خواست نمودند که خانم یوسفی کنار یک مامور خانم بنشیند. یکی از آقایان مزبور با طعنه و توهین به زبان مازندرانی گفت: " شما بهاییان که همیشه زن و مرد روی هم می لولید حالا اینجا مقید شده اید؟" تفتیش منزل ایشان مانند سایر موارد همراه با فحاشی به حاضرین و مقدسات دینی صورت گرفت. شمایل حضرت عبدالبهاء (یکی از رهبران دینی بهاییان) را از قاب عکس خارج نمودند و پاره کردند و علاوه بر جستجو در وسایل خانم سمیعی تمام خانه را تفتیش نمودند . تمام کتب و سی دی ها را همراه خود بردند که تمام اقدامات اخیر غیرقانونی می باشد. چنین رفتار توهین آمیزی با کسی هیچ حکم قانونی برای دستگیری اش وجود ندارد و نه تفهیم اتهام شده است و نه اتهامش اثبات ظالمانه است. بخصوص که در همان تاریخ دوم مرداد سال 1388 خانم وصال یوسفی بازداشت شد و بعد از چندی فرزند ایشان جناب پیام یوسفی. پیام یوسفی در نهایت تبرعه گشت و خانم وصال یوسفی تحت فشار اطلاعات بر قوه قضاییه به پرداخت سیصد هزار تومان جریمه شدند. بر هر انسان منصف روشن است که رفتارهای غیرقانونی فوق هدفی جز ارعاب و وحشت میان بهاییان شهرستان ساری ندارد و به جهت تضییف روحیه ایشان به جهت بازگشت از عقیده دینی خود و یا ترک ایران می باشد. + نوشته شده در چهارشنبه 1388/09/25ساعت 22:21 توسط Freedom | کم کم به ماه محرم نزدیک می شویم. البته من مسلمان نیستم و محرم برای بنده ودیگر بهائیان معنی دیگری دارد. ماهی که شروع آن با تولد حضرت اعلی وحضرت بهاءالله شروع می شود. اما امروز نمیخواهم به این موضوع بپردازم. درواقع امروزکه در شهر رفت و آمد می کردم، متوجه چیز عجیبی شدم. همیشه یادمه هر وقت صحبت از محرم می شد، رنگ سبز، که منتسب به سیدالشهدا بود اولین چیزی بود که به ذهنم می رسید واینکه رنگ قرمز، رنگی بود که توی این ماه و مخصوصا روزهای تاسوعا و عاشورا، واقعا مطرود همه میشد چرا که قرمز را نماد شمر میدانستند. حتی توی تعزیه هم رنگ خیمه و لباس شمر قرمز بود و لباس امام حسین سبز. اما امروز چیزی که من دیدم کاملا برعکس بود. دیدم که رنگ بیشتر پوسترهای محرم و بیلبوردهائی که برای این منظور در شهر نصب شده، قرمز است. واقعا تعجب کردم، چطوری شد که یک شبه، این نمادها که قدمتشون به همون اندازهء قدمت حادثهء کربلاست جابجا شدندو تغییر کردند؟ با دیدن این صحنه یاد این جمله ها افتادم که به تازگی خوندمشون: «رژیم توتالیتر می کوشد اصول اخلاقی خاص خود را جانشین اصولی سازد که در دستگاههای اخلاقی دیگر، چه مذهبی و چه غیرمذهبی، وجود داشته است...آنچه به هدف اصلی رژیم خدمت میکند اخلاقی و آنچه در راه آن مانع ایجاد می کند غیراخلاقی است» اینطور که پیداست دیگر سبز سیدی، غیراخلاقی شده. نمیخواهم توی سیاست دخالت کنم، اما شباهت این جمله و جملات مشابه این با اتفاقات این روزهای ایران واقعا باور نکردنیه. نظر شما غیراز اینه؟ + نوشته شده در سه شنبه 1388/09/24ساعت 22:37 توسط Freedom | از کمبود امکانات تا بلاتکلیفی زندانیان بهائی بازهم متاسفانه هفته گذشته نتوانستیم در خدمت شما باشیم. البته ما مقصر نبودیم. تا آمدیم به خودمان تکانی بدهیم و مقاله را برای انتشار آماده کنیم، اینترنت قطع شد. دلیلش را هم که خودتان می دانید. خلاصه این شد که نتوانستیم در خدمتتان باشیم در عوض این هفته جبران می کنیم. قبل از اینکه به سخنان جالب یک مرجع تقلید در مورد "سبک خاص" فعالیت بهائیان اشاره کنم، باید از بلاتکلیفی آقای ذبیح الله رئوفی شهروند بهایی ساكن سنندج بگویم. آقای رئوفی در تاریخ 28 مرداد ماه جاری دستگیر و پس از گذشت یك هفته در یك دادگاه غیر علنی و بدون حضور وكیل به اتهام "تبلیغ" به یك سال زندان توام با تبعید به میناب محكوم شد. خب حتما می گویید این که دیگر بلاتکلیفی نیست. اما بدانید و آگاه باشید که نامبرده در تاریخ 30 مهر ماه طبق حكم دادگاه تجدید نظر به 6 ماه حبس توام با تبعید به تویسركان محكوم گردید ولی تا این تاریخ كه یك ماه و نیم از حكم جدید وی گذشته است تاكنون حكم مزبور اجراء نگردیده و نامبرده كماكان بدون ارائه هیچ توضیحی در زندان سنندج محبوس است. جالب آنکه در روز 30 مهر ماه قرار بوده كه این فرد به قید وثیقه آزاد شود ولی وقتی خانواده ایشان به زندان مراجعه می كنند مسئولین زندان از آزادی وی امتناع كرده و حكم جدید وی را به خانواده اش ابلاغ می كنند .به این نمی گویند بلاتکلیفی؟ در حالی که آقای رئوفی بلاتکلیف در زندان سنندج محبوس هستند، آیت الله صافی، صاف و پوست کنده، خبر از سبک خاص فعالیت بهائیان دادند. البته دست ایشان درد نکند، اما هم ما و هم دیگران بر این نکته که فعالیت بهائیان خاص است واقف بودیم و این دیگر تکرار مکررات بود. خاص است از آن جهت که در این آشفته بازار مکر و ریا، خیلی بی ریا و صادقانه به تبلیغ دینشان می پردازند و در این راه انواع و اقسام، رنج ها را هم تحمل می کنند. البته آیت الله در ادامه اعلام داشتند که: «ما در مقابل اقدامات آنان کارهای زیادی انجام دادهایم و آن را دنبال خواهیم کرد و نوشتههایی که در رد آنها نوشته شده را منتشر میکنیم.» خب البته این را هم همه می دانستند و تا حالا هم که به نحو احسنت انجام داده اید. آیت الله اشاره کرده اند که: «طلاب و علما فعال هستند و در مناطقی که فرق ضاله فعالیت میکنند به خوبی حضور دارند» خب حالا که طلاب و علما فعال هستند و کارشان راهم خوب بلدند، پس چرا به بهائیان اجازه صحبت داده نمی شود تا از خودشان دفاع کنند؟ یکجای کار می لنگدبخدا. اما در هفته ای که گذشت آقای رئوفی تنها زندانی بهائی نبودند که بجرم عقیده محاکمه شدند. حتما خبر دستگیری یک شهروند بهائی و دو همکارشان در یاسوج را درهفته های قبل شنیده اید. دادگاه رسیدگی به اتهامات علی بخش بذر افكن (شهروند بهایی ساكن یاسوج) به همراه دو همكار ایشان به نامهای سعید فریدی و ظفر محمدی در تاریخ دوشنبه 16 آذر بطور غیرعلنی تشكیل و اعلام حكم به روزهای آینده موكول شد. به گزارش کمیته بهاییان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، این اشخاص از 25 آبان ماه تاكنون در بازداشت هستند و تنها اتهامی كه به خانواده های این سه تن گفته شده "تبلیغ و تشكیل جلسات غیر قانونی" بوده است. به این هم میگویند بلاتکلیفی، نمی گویند؟ اما در حالی که این سه نفر در زندان بودند آقای سپهر روشن به دلیل شرکت در مراسم مذهبی آئین بهایی روز چهارشنبه 4 آذرماه از سوی اداره اطلاعات شهرستان بهشهر احضار شد. واقعا عجیبه، یعنی یک بهائی برای شرکت در مراسم مذهبی خودش هم باید برود اجازه بگیرد؟ اما داستان این بوده که مامورین وزارت اطلاعات ضمن بازجویی از سپهر روشن به وی اطلاع دادند که برگزاری ضیافت بهائیان از سوی دادستان کل کشور ممنوع اعلام شده است، مامورین وزارت اطلاعات که قصد تطمیع وی را جهت همکاری با اطلاعات داشتند، ضمن تهدید ایشان نامبرده را پس از 2 ساعت بازجویی آزاد کردند. خب البته باید بگویم که سخن دادستان متین، اما ضیافت که تعطیل بردار نیست. شما گفتید تشکیلات تعطیل شود، گفتیم چشم، الان هم تشکیلات نداریم. اما مثل اینکه از این چشم گفتن ما خیلی خوشتان آمده هاااا. لازم به ذکر است در طی ماههای اخیر ، بسیاری از بهاییان در شهرهای مختلف ایران به دلیل حضورشان در جلسات مذهبی به ستادهای خبری اداره اطلاعات احضار شده اند . خبرگزاری فارس نیوز، اینبار دست به دامان یک وبلاگ شده و درخبری اعلام کرده: «بازهم تقلید از رسانه بهائیان» البته ما بجز در تیتر خبر، در متن آن چیزی در رابطه با بهائیان ندیدیم!! البته بدانید که موضوع اصلا بهائیان نیستند واین خبر تنها تیترش به بهائیان اختصاص دارد. دعوا بر سر لحاف ملاست!! این خبر به اعتراض یک وبلاگنویس به دکور برنامه ای تحت عنوان، "روی موج" اختصاص دارد. نویسنده شاکی شده که چرا دکور این برنامه و حرکات مجری آن شبیه دکور و حرکات مجری برنامهء "نوبت شما" ست که از بی بی سی پخش می شود. ما که ربط تیتر را با خبر نفهمیدیم و این چندمین بار است که به این نکته اعتراف می کنیم. احتمالا چون آن وبلاگ نویس میدانسته ایرادش از دسته ایرادهای بنی اسرائیلی است و کسی گوشش به این حرفها بدهکار نیست، آمده یک تیتری زده که جلب توجه بکند. البته این جلب توجه تنها مختص این بنده خدا نیست. برای مثال آقای محمودیان، معاون اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان خوزستان، برای اینکه بتواند اعتبار احداث شهرک تخصصی چاپ را در استان خوزستان بگیرند چنین فرموده اند که: «در بخش اجتماعی و فرهنگی برای مبارزه با جریان خزنده و آسیبرسان وهابیت، بهائیت، قومگرایی و عرفانهای دروغین مبتنی بر سكولاریسم فرهنگی نیاز به بیداری اجتماعی و فرهنگی داریم.» حالا شما بیا و این جمله را ترجمه کن!! یعنی اینکه ایشان یک بودجه کلان می خواهند، برای چه کاری؟ برای کار فرهنگی، یعنی چه؟ یعنی اینکه در این مملکت کار فرهنگی شده است چاپ ردیه. حالا فرقی نمی کند برای بهائی ها، دراویش و ... البته بهائی ها باشند خیلی بهتر است چون از این ها مظلومتر یافت می نشود، گشته ایم ما شما دیگه نگرد!! اما تنها ایشان نیستند که از هر فرصتی برای حمله به بهائیان استفاده میکنند. گویا این روش کم کم دارد مد می شود وهرکجا مسئولی قرار است اعتباری بگیرد، فورا چوب برداشته و بدنبال بهائیان می افتد. از مسئول امور فرهنگی بانوان تبلیغات اسلامی استان اردبیل گرفته، تا همین آقای محمودیان و آیت الله صافی و .... جالب تر اینکه، خشکی و بی آبی و کمبود امکانات در یکی از روستاهای اطراف تهران هم به گردن بهائیان افتاده!! سایت آینده چنین می نویسد: «از سابقه مبارزه اهالی این روستا با فرقه ضاله بهاییت همین بس كه به رغم فقر در رژیم گذشته حاضر به فروش باغ ها و زمین های كشاورزی خود نشده و حتی با وجود واگذاری زمین های منطقه حدیقه از سوی هویدا به فرقه بهاییت حاضر نشدند ذره ای در برابر فشارهاتسلیم شوند» آقا جان می خواهی درد مردم را انعکاس بدهی چرا به دیگران تهمت میزنی؟ کمبودهای این روستا چه ربطی به بهائیان دارد؟ هزاران روستای دیگر با همین وضعیت در ایران وجود دارد که ساکنانش تا بحال اسم بهائیان را هم نشنیده اند، گناه کمبود امکانات آنجا برگردن کیست؟ تا هفته آینده خدا نگهدار... منبع: نقطه نظر + نوشته شده در دوشنبه 1388/09/23ساعت 20:21 توسط Freedom | پردیس ثابتی: افتخاری دیگر از ایران زمین
این روزها، اینقدر اخبار ناامید کننده می شنویم که کم کم داریم از شنیدن اخبار هم ناامید می شویم!! امروز در لابلای اخباری که از طریق ایمیل برایم آمده بودم، خبری را دیدم که باعث افتخارم شد. خبر مربوط به یک خانم جوان ایرانی بود که...خب البته خبر را کامل اینجا گذاشته ام تا شما هم استفاده کنید. البته اینکه ما ایرانی ها خیلی ای کیو هستیم که شکی درآن نیست!! و اینکه دیگران، قدر مارا بیشتر از بعضی ها می دانند هم که اصلا بحثی ندارد. من خودم که اینجا می نویسم، زمانی که در فرنگ بودم، به من پیسنهاداتی شد، اما من قبول نکـــــردم!! جدا از شوخی، فکرش را بکنید این ایرانیان متفکر، روزی به ایران برگردند و خدماتشان را در ایران انجام دهند، ان روز است که ایران مرکز انوار می شود.
پردیس ثابتی: افتخاری دیگر از ایران زمین پردیس ثابتی، زیستشناس ایرانیتبار آمریکایی و ساکن ماساچوست، با پژوهشهایی در زمینه چگونگی تکامل ژنوم انسانی شناخته شده است.نام این دانشمند جوان در بهار سال جاری در جوامع علمی و در محافل خبری دنیا به عنوان یکی از نوابغ جوان بازتاب یافت.خانم ثابتی در کارهای هنری نیز فعالیت دارد و در حاشیههای کارهای علمی خود به خوانندگی نیز میپردازد.پردیس ثابتی خوانندگی یک گروه راک، Thousand days به نام هزار روز را بر عهده دارد که تاکنون از این گروه سه آلبوم منتشر شده است.پردیس ثابتی در سال ۱۳۵۳ در تهران زاده شده است. او از دو سالگی به همراه خانوادهاش به آمریکا مهاجرت کرد و در آنجا ساکن شد. وی دوره لیسانس را در «مؤسسه تکنولوژی ماساچوست»، ام.آی.تی، سپری کرد و پس از آن تحصیلات عالی خود را در دانشگاه آکسفورد ادامه داد.پردیس ثابتی تحصیلات خود را در دانشگاه هاروارد آمریکا نیز با نتیجهای شگفتانگیز به پایان رساند:او سومین زن در طول تاریخ این دانشگاه بود که با معدل ۱۰۰ و مدارج کامل فارغالتحصیل شد.
پس از آن بود که دانشگاه هاروارد از او دعوت به همکاری کرد و اکنون پردیس ثابتی، با عنوان استادیار هاروارد، یکی از استادان جوان ایرانیتبار در این دانشگاه به شمار میرود و سرپرستی یک پژوهش مهم پزشکی، در باره تکامل انسانی، را در مرکز سامانههای زیستهای تکاملی بر عهده دارد..دکتر پردیس ثابتی در گفتوگویی با رادیو فردا در مورد پژوهشهای علمی خود در دانشگاه هاروارد میگوید: «در دانشگاه هم به جوانان آموزش میدهم و هم در آزمایشگاه، پروژهای دارم که روی آن کار میکنم. حوزه کار من ژنوم و "بیماریهای توانمند" است.» خانم ثابتی میافزاید: «البته من بیشتر روی مالاریا کار میکنم. میدانید که مالاریا سالانه صد میلیون نفر یا بیشتر قربانی میگیرد که از آن میان، یک یا دو میلیون کودک در آفریقا از این بیماری تلف میشوند.» شبکه تلویزیونی سی.ان.ان از پردیس ثابتی به عنوان «یکی از هشت نابغه عصر نوین» یاد کرده است.
+ نوشته شده در دوشنبه 1388/09/23ساعت 13:17 توسط Freedom | نمی دانم شاهین نجفی را می شناسید یا نه. شاهین نجفی یکی از خوانندگان رپ ایرانی است که نوعی موسیقی اعتراضی را اجرا می کند. من از این آهنگ "من یه دردم" خیلی خوشم میاد. تو اینترنت یک چرخی بزنید، حتما برای دانلود پیدا میشه. اگرم نشد من سی دی اوریجینالشو دارم، میتونم قرضتون بدم!! خب اما تصمیم گرفتم که متن ترانه یا بقول رپرها تکست "من یه دردم" را اینجا بزارم. این تکست را از اینجا گرفتم. تکست آهنگ "من یه دردم"
از شاهین نجفی: + نوشته شده در یکشنبه 1388/09/22ساعت 23:15 توسط Freedom |
مطالب پيشين
|
|
|
|